بعد مدتها سلام امشب که داشتم پای سیستم روی طراحی فنی کار میکردم یهو یاد اینجا افتادم..خلوت تنهاییامترم هشت:) و اخرین مرحله..حالم ..نمیدونم.. یه چن وقت قبل حالم خوب بود با قانون جذب اشنا شدم و خیلی چیزا تغییر کرداز جمه دید من به اطراف و زندگیولی بعد اتفاقا و سادگی ها و رها شدگی هایی که اتفاق افتاد.. یه مدت تو کما بودمهرچند بعدش دیگه اون آدم سابق نشدمولی به معنی جدیدی از زندگی رسیدماوج بی حسی رو دارم تجربه میکنم..و البته فک کنم ازین خلوت خوشم اومده...میگن وای به حال روزی که آدم از تنهایی خوشش بیاد...اینروزا ذهنم درگیر اینه که بلخره برم سراغ انیمیشن یا معمار بشم..شاید بمونم و یکم کار کنم..یه بهونه جور شده که بتونم سبزوار زندگی کنم..خداکنه جور شهدیگه اینکه...دوست دارم فاطی:) مرسی که دووم میاری توروزای سخت
برچسب:
نویسنده: بنیامین عباسی